
نمی دونم ...
نمی دونم آخرین باری که اومدم توی وبلاگ(م) کی بود
بهار بوده یا تابستون یا پاییز. اما حالا زمستونه اینو می دونم.
عاشق بودم یا مهاجر نمی دونم
منتظر بودم یا بی خیال نمی دونم
اینو می دونم که از خودم بی خبرم به دلبستگیام توجهی ندارم
شاید این وبلاگ به یه دفترچه یادداشت تبدیل شده
اومدم بنویسم روز ۳ بهمن ۸۷ یه بچه اومد
بچه اومد به دنیا امروزم ۸ روزشه اسمش یاسین
من بعد از ۱۹ سال بازم خاله شدم
از حالا منتظر یازدهم اسفندم نمی دونم چرا
شاید یکی دیگه به دنیا بیاد که اون یکی خیلی عزیزتر باشه
با یه دلی که خیلی کوچولوئه
خاطرم نیست تو از بارانی یا که از نسل نسیم
هر چه هستی گذرا نیست هوایت ...![]()